از آنجا که این برادر بس نازنین ما ذغال الدین مهدی تبریزی (و هبه الله الشریف)
امسال کنکور دارد و در راستای اینکه تعدادی از دوستان گل ما چون مریم جان ![]()
و همکلاسان نه چندان عزیز ما چون مسعود
نیز بدین درد مبتلایانند ! جو کنکور ما را نیز اخذ نمود بدفرم ! به نحوی که ما رفتیم دیوان حافظ را برداشتیم تفالی بزنیم . چشمان خود را بسته بودیم و داشتیم حافظ را بدان شاخ نبات چپ و چولش قسم می دادیم که ناگه صدایی شیرین بفرمود:
" هان نی نی الدین ! ازو در بر من نام مبر که سر بر تنش مباد.پار هر جا نشستی بگفتی که حافظ بی چشم و رو را با نی نی الدین مهسای تبریزی سر و سری باشد !!! و کارش را بدانجا رسانیدی که صبح را با نفرین تو آغازیدن گرفتی و شب را با لعن تو به خواب رفتی ... من نیز از این اعمال بس آزرده خاطر گشتم و حال تصمیم گرفتستم سه طلاقه اش کنم تا عبرتی باشد دیگران را !!!!"
ما نیز بس وساطت فرمودیم و اینا تا دلش بدست آمدم و از طلاق آن ضعیفه منصرف گشتی...سپس بفرمودم " حافظا ! چه گویی در باب مشقت جماعت کنکوریان ؟! "
حافظ ما را بشارت داد بر قبولی ذغال الدین و راحتی ما از شرش ... پس بفرمود:
" آن تطاول که کشید از غم کنکور مهدی / تا دم باب شریف نعره زنان خواهد شد... "
پرسیدیم ز حال مریم.بفرمود:
" آن شریف از بهر مریم ساختند........مصراع دومش را هم بی خیالی طی نما که چیزی به خاطر ندارم ! "
مسعود را فرایاد آوردیم ... بفرمود:
"او شود هم با رفیقان در شریف / طفلکی مهدی که باشد در عذاب "
خلاصه...خیال ما از این بابت راحت گشت که به سلامتی این ذغال الدین بار و بنه اش را جمع خواهد کردن و از این دیار سفر خواهد نمودن و ما از شرش راحت خواهیم گشتن ... والله خیر الناعمین !!!
خودمان نمی دانیم اینها را از چه رو نوشتیم ؟! ما آمده بودیم این کنکور را آسیب شناسی فرماییم و راهکار از خودمان در کنیم...منتهای مراتب در این برهه ی (کدوم برهه؟!) از زمان تمام راهکارها را فراموش کردیم الا آن یکی که ذغال الدین مهدی ارائه فرمود بدین ترتیب:
بهتر است که دست هر یک از جماعت کنکور پیشگان شمشیری دهیم و دو به دو به جان هم بیندازیمشان ... بالاخره یکی می میرد یکی می ماند و آنکه زنده ماند به دانشگه ره یابد انشاالله ! آن یکی را هم که می میرد مهدی فتوا می دهد که در حکم شهید فی سبیل الله است (که البته فتوا رو جهت ترغیب برای شرکت در کنکور در کردیم.. بله.)*در ضمن ما اکیدا تقاضا داریم که ذغال الدین با مسعود محاربه نماید زیرا شنیده ایم مسعود آنقدر جرمش زیاد شده که تا بیاید تکانی به خود دهد مهدی در دانشگاه شریف مشغول خرخوانی است و او در بهشت(کسی چه می داند؟شاید هم جهنم !!! ) ترانه ی غریبه را بلغور می کند(لابد آنجا را با کانون شاعران و نویسندگان عوضی گرفته!) !!!**
این راهکار چند تا حسن خوبی ! دارد:
1 _ جمعیت کشور کم می شود و بدنبال آن امکان ایجاد شغل و امکانات تحصیل و ازدواج و اینا ! بیشتر می شود . ضمن اینکه دولت مجبور نیست زرت و زرت ( یا شاید فرت و فرت) به ازواج جوان یادآوری کند که فرزند کمتر زندگی بهتر !
2 - عضلات جوانان ورزیده می شود و دختران دم بخت ما می توانند امیدوار باشند که افراد باقیمانده که مسلما یکیشان همسر آینده ی آنها خواهد بود خوشتیپ و خوش هیکل هستند !!!
3 - ملت ایران در عرصه ی ورزش شمشیربازی افتخاراتی کسب خواهد کرد بزرگتر از تولید کیک زرد !
(4- شرط میبندم از سال دوم اجرای این طرح تعداد داوطلبان کنکور به یک دهم درصد کاهش می یابد.)***
(5- این طرح از اونجایی که خیلی پرفکته هزینه زیادی هم نداره ... فقط باید سازمان سنجشو با فدراسیون شمشیر بازی ادغام کنیم و از بین بابا کنکور و رییس فدراسیون شمشیر بازی یکی رو انتخاب کنیم.)****
و اما حسن های بدی ! این طرح:
(از اونجایی که روی این طرح کار کارشناسی شده حسن بدی نداریم.)
در مورد داوطلبان مونث کنکور نیز ما روش گیس کشی را پیشنهاد می دهیم .البته مادرمان تاکید می فرمایند برای رعایت شئون اسلامی اینکار باید در سالن های سرپوشیده انجام شود !!!!!(فقط لطفا ما را با آن پریا درگیر نفرمایند که به هیچ عنوان زورمان بهش نمی رسد...انشاالله در یک پست مخصوص و ویژه ایشان را توصیف می فرماییم !!!)
هش زاد دااااااااااااااااااا(در این لحظه فقط زبان شیرین ترکی به کار می آید و معادل فارسی اش به درد نمی خورد!)
شما هم طرح های خود را ارائه کنید تا ما به عنوان نماینده تمام خل ها در مجلس (خلستان شعبه ی بهارستان !!! ) مطرح کنیم باشد که دست در دست هم دهیم به مهر ( باز هم با حفظ شئونات اسلامی !!!) و ریشه ی کنکور را بخشکانیم ! زیرا ما به هیچ عنوان مایل نیستیم دو سال دیگر به این بلای آسمانی مبتلا شویم !
**************:پارازیت های ستاره دار از تشعشعات شیخ ذغال الدین مهدی است...
ضمن اینکه لازم دیدیم دلیل صحبتهایمان درباره ی مسعود را شرح دهیم:ایشان در وبلاگ مشترکشان با ذغال جان ما را موجودی مابین خرخوان و خرخوان نما توصیف کرده است!
